یکی از مهمترین موضوعات در بررسی وضعیت مالی شرکتها، توانایی آنها در پرداخت بدهیها و تعهدات کوتاهمدت است. ممکن است یک شرکت فروش بالایی داشته باشد و حتی در صورتهای مالی خود سود قابل توجهی ثبت کند، اما در مقطعی با کمبود نقدینگی مواجه شود و نتواند بدهیهای سررسیدشده خود را بهموقع پرداخت کند. به همین دلیل، صرفاً بررسی میزان فروش یا سودآوری برای شناخت وضعیت مالی یک کسبوکار کافی نیست و باید شاخصهای نقدینگی نیز مورد توجه قرار گیرند.
نسبت جاری و نسبت آنی دو مورد از مهمترین نسبتهای مالی هستند که برای بررسی توان پرداخت بدهیهای کوتاهمدت شرکت استفاده میشوند. این دو شاخص به مدیران، حسابداران، سرمایهگذاران و اعتباردهندگان کمک میکنند تا بهتر متوجه شوند یک شرکت تا چه اندازه میتواند تعهدات کوتاهمدت خود را از محل داراییهای جاری تأمین کند.
هرچند نسبت جاری و نسبت آنی هر دو در گروه نسبتهای نقدینگی قرار میگیرند، اما نحوه محاسبه و اطلاعاتی که در اختیار تحلیلگر قرار میدهند یکسان نیست. نسبت جاری تصویر کلیتری از وضعیت نقدینگی ارائه میکند، در حالی که نسبت آنی با حذف برخی داراییهای جاری، دید محافظهکارانهتری نسبت به توان پرداخت بدهیهای کوتاهمدت دارد.
در این مقاله بررسی میکنیم نسبت جاری و نسبت آنی چیست، چگونه محاسبه میشوند، چه تفاوتی با یکدیگر دارند و اعداد بهدستآمده از آنها چه چیزی درباره وضعیت مالی شرکت نشان میدهند.
نسبت جاری و نسبت آنی چیست؟
برای درک بهتر وضعیت نقدینگی یک شرکت، ابتدا باید با مفهوم داراییهای جاری و بدهیهای جاری آشنا شویم.
داراییهای جاری به داراییهایی گفته میشود که انتظار میرود در چرخه عادی عملیات شرکت یا طی یک دوره کوتاهمدت، معمولاً کمتر از یک سال، به وجه نقد تبدیل شوند یا مورد استفاده قرار گیرند. موجودی نقد و بانک، حسابها و اسناد دریافتنی و موجودی کالا از نمونههای رایج داراییهای جاری هستند.
در مقابل، بدهیهای جاری تعهداتی هستند که شرکت باید معمولاً در کوتاهمدت آنها را تسویه کند. بدهی به تأمینکنندگان، مالیات و حقوق پرداختنی و برخی تسهیلات کوتاهمدت نمونههایی از بدهیهای جاری محسوب میشوند.
نسبت جاری و نسبت آنی با مقایسه داراییهای جاری و بدهیهای جاری، میزان توان شرکت برای پرداخت تعهدات کوتاهمدت را بررسی میکنند؛ اما در این مقایسه، نسبت آنی برخی از داراییهایی را که سرعت تبدیل آنها به وجه نقد پایینتر است، کنار میگذارد.
به همین دلیل، بررسی همزمان این دو نسبت میتواند اطلاعات کاملتری درباره ساختار نقدینگی شرکت در اختیار مدیران قرار دهد.
نسبت جاری چیست؟
نسبت جاری یکی از سادهترین و پرکاربردترین نسبتهای مالی برای ارزیابی نقدینگی شرکت است. این نسبت نشان میدهد داراییهای جاری شرکت چند برابر بدهیهای جاری آن هستند.
فرمول نسبت جاری به شکل زیر است:
نسبت جاری = داراییهای جاری ÷ بدهیهای جاری
برای مثال، فرض کنید شرکتی دارای ۱۰ میلیارد تومان دارایی جاری و ۵ میلیارد تومان بدهی جاری باشد.
نسبت جاری این شرکت برابر است با:
۱۰ ÷ ۵ = ۲
یعنی شرکت در مقابل هر یک واحد بدهی جاری، دو واحد دارایی جاری در اختیار دارد.
این عدد در نگاه اول میتواند نشان دهد که شرکت از نظر حجم داراییهای جاری نسبت به بدهیهای کوتاهمدت، وضعیت مناسبی دارد؛ اما تفسیر نسبت جاری نباید صرفاً بر اساس یک عدد انجام شود.
علت این موضوع آن است که همه داراییهای جاری به یک اندازه نقدشونده نیستند. برای مثال، موجودی کالا ممکن است در حسابهای شرکت ارزش قابل توجهی داشته باشد، اما تبدیل آن به وجه نقد ممکن است زمانبر باشد.
بنابراین، نسبت جاری یک تصویر کلی از نقدینگی ارائه میکند، اما لزوماً نشان نمیدهد شرکت همین امروز چه میزان وجه نقد یا داراییهای بسیار سریعالنقد در اختیار دارد.
نسبت آنی چیست؟
نسبت آنی که با عنوان Quick Ratio نیز شناخته میشود، یکی دیگر از نسبتهای نقدینگی است که توان شرکت برای پرداخت بدهیهای کوتاهمدت را با رویکردی محافظهکارانهتر بررسی میکند.
در محاسبه نسبت آنی، معمولاً موجودی کالا از داراییهای جاری کنار گذاشته میشود؛ زیرا موجودی کالا برای تبدیل شدن به وجه نقد معمولاً ابتدا باید فروخته شود و در برخی کسبوکارها این فرایند ممکن است زمان زیادی طول بکشد.
فرمول رایج نسبت آنی به صورت زیر است:
نسبت آنی = (داراییهای جاری – موجودی کالا) ÷ بدهیهای جاری
در برخی روشهای دقیقتر، بسته به استاندارد یا چارچوب مورد استفاده، اقلامی که نقدشوندگی سریع ندارند نیز باید در تحلیل مورد توجه قرار گیرند.
برای مثال، اگر یک شرکت ۱۰ میلیارد تومان دارایی جاری داشته باشد که ۴ میلیارد تومان آن موجودی کالا باشد و بدهی جاری شرکت ۵ میلیارد تومان باشد، نسبت آنی به شکل زیر محاسبه میشود:
(۱۰ – ۴) ÷ ۵ = ۱.۲
در این مثال، نسبت جاری شرکت ۲ است، اما نسبت آنی ۱.۲ خواهد بود.
این اختلاف به ما نشان میدهد که بخشی از توان نقدینگی شرکت به موجودی کالا وابسته است.
نسبت جاری و نسبت آنی چه چیزی درباره وضعیت مالی شرکت نشان میدهند؟
نسبت جاری و نسبت آنی بیش از هر چیز درباره توان شرکت برای مدیریت تعهدات کوتاهمدت اطلاعات ارائه میکنند.
اگر نسبتهای نقدینگی یک شرکت بسیار پایین باشند، ممکن است نشاندهنده این باشد که شرکت برای پرداخت بدهیهای کوتاهمدت خود به منابع دیگری مانند وصول سریع مطالبات، فروش دارایی، دریافت تسهیلات یا تأمین مالی جدید نیاز داشته باشد.
از طرف دیگر، بالا بودن نسبتهای نقدینگی نیز همیشه به معنای وضعیت مالی عالی نیست. ممکن است بخش قابل توجهی از داراییهای شرکت در قالب وجه نقد بلااستفاده، مطالبات وصولنشده یا موجودی کالای بیش از نیاز نگهداری شده باشد.
بنابراین، نسبتهای مالی باید در کنار سایر اطلاعات مالی بررسی شوند.
برای مثال، شرکتی را در نظر بگیرید که نسبت جاری بالایی دارد اما بخش زیادی از داراییهای جاری آن شامل موجودی کالای قدیمی است. چنین شرکتی ممکن است روی کاغذ دارایی جاری زیادی داشته باشد، اما در عمل برای تبدیل این داراییها به وجه نقد با مشکل مواجه شود.
در این شرایط، نسبت آنی میتواند تصویر متفاوتی ارائه دهد.
تفاوت نسبت جاری و نسبت آنی چیست؟
مهمترین تفاوت نسبت جاری و نسبت آنی در اقلامی است که در محاسبه آنها مورد استفاده قرار میگیرند.
نسبت جاری تمام داراییهای جاری را در نظر میگیرد، در حالی که نسبت آنی معمولاً موجودی کالا را از محاسبه خارج میکند.
به همین دلیل:
- نسبت جاری تصویر گستردهتری از داراییهای جاری ارائه میدهد.
- نسبت آنی بر داراییهایی تمرکز بیشتری دارد که سریعتر قابلیت تبدیل به وجه نقد دارند.
- نسبت جاری بیشتر به ساختار کلی داراییها و بدهیهای کوتاهمدت توجه دارد.
- نسبت آنی آزمون سختگیرانهتری برای سنجش نقدینگی شرکت محسوب میشود.
- اختلاف زیاد بین نسبت جاری و نسبت آنی میتواند نشان دهد بخش قابل توجهی از داراییهای جاری شرکت در موجودی کالا قرار گرفته است.
بنابراین نمیتوان گفت یکی از این دو نسبت جایگزین دیگری است. در تحلیل مالی، استفاده همزمان از هر دو میتواند اطلاعات مفیدتری ایجاد کند.
مثال مقایسه نسبت جاری و نسبت آنی
فرض کنیم اطلاعات مالی یک شرکت به شرح زیر باشد:
- وجه نقد: ۲ میلیارد تومان
- حسابهای دریافتنی: ۴ میلیارد تومان
- موجودی کالا: ۶ میلیارد تومان
- سایر داراییهای جاری: ۳ میلیارد تومان
- بدهیهای جاری: ۵ میلیارد تومان
در این شرایط مجموع داراییهای جاری برابر با ۱۵ میلیارد تومان است.
بنابراین:
نسبت جاری = ۱۵ ÷ ۵ = ۳
اما برای محاسبه نسبت آنی، موجودی کالا را کنار میگذاریم:
نسبت آنی = (۱۵ – ۶) ÷ ۵ = ۱.۸
در این مثال، نسبت جاری برابر ۳ و نسبت آنی برابر ۱.۸ است.
این اختلاف به تحلیلگر نشان میدهد که ۶ میلیارد تومان از داراییهای جاری شرکت در قالب موجودی کالا قرار دارد. بنابراین بخشی از توان شرکت برای پوشش بدهیهای جاری به فروش موجودی کالا وابسته است.
البته این موضوع بهتنهایی نشانه مشکل مالی نیست. برای مثال، ممکن است شرکت یک فروشگاه زنجیرهای باشد که طبیعتاً بخش زیادی از داراییهای جاری آن را موجودی کالا تشکیل میدهد.
به همین دلیل، تفسیر نسبتهای مالی باید با توجه به نوع فعالیت شرکت انجام شود.
نسبت جاری مناسب چند است؟
یکی از پرسشهای رایج هنگام بررسی نسبت جاری و نسبت آنی این است که نسبت جاری مناسب دقیقاً چه عددی است.
در بسیاری از تحلیلهای مالی، عدد حدود ۱ بهعنوان یک نقطه مرجع ساده در نظر گرفته میشود؛ یعنی داراییهای جاری شرکت تقریباً معادل بدهیهای جاری آن باشد. با این حال، نمیتوان یک عدد ثابت را برای تمام شرکتها بهعنوان نسبت جاری مطلوب تعیین کرد.
صنعت، مدل کسبوکار، سرعت گردش موجودی، شرایط اقتصادی، دوره وصول مطالبات، شرایط پرداخت به تأمینکنندگان و وضعیت جریان نقدی شرکت میتوانند بر تفسیر این نسبت تأثیر بگذارند.
برای مثال، یک شرکت خدماتی ممکن است موجودی کالای بسیار کمی داشته باشد و ساختار داراییهای جاری آن با یک شرکت تولیدی یا بازرگانی کاملاً متفاوت باشد.
بنابراین بهتر است نسبت جاری یک شرکت با موارد زیر مقایسه شود:
- نسبت جاری همان شرکت در سالهای گذشته
- میانگین صنعت
- نسبت شرکتهای مشابه
- روند تغییرات بدهیهای جاری
- روند وصول مطالبات
- گردش موجودی کالا
- جریان نقد عملیاتی
به این ترتیب، تحلیلگر به جای تمرکز روی یک عدد، روند کلی نقدینگی را بررسی میکند.
نسبت آنی مناسب چند است؟
برای نسبت آنی نیز نمیتوان یک عدد واحد را برای تمام شرکتها بهعنوان معیار قطعی تعیین کرد.
اگر نسبت آنی برابر یک باشد، بهصورت ساده میتوان گفت داراییهای سریعتر قابل تبدیل به وجه نقد شرکت تقریباً معادل بدهیهای جاری آن است.
برای مثال، اگر بدهیهای جاری شرکت ۸ میلیارد تومان و داراییهای سریعالنقد آن نیز ۸ میلیارد تومان باشد، نسبت آنی برابر با یک خواهد بود.
اما تفسیر همین عدد در صنایع مختلف ممکن است متفاوت باشد.
یک شرکت با جریان نقدی پایدار و وصول سریع مطالبات ممکن است حتی با نسبت آنی پایینتر نیز بتواند تعهدات خود را مدیریت کند. در مقابل، شرکتی که وصول مطالبات آن ضعیف است، ممکن است با نسبت مشابه با فشار نقدینگی بیشتری مواجه شود.
بنابراین نسبت آنی نیز باید در کنار سایر شاخصها بررسی شود.
بالا بودن نسبت جاری چه معنایی دارد؟
بالا بودن نسبت جاری معمولاً نشان میدهد مقدار داراییهای جاری شرکت نسبت به بدهیهای جاری آن بیشتر است.
این وضعیت میتواند به شرکت کمک کند تا در کوتاهمدت انعطاف مالی بیشتری داشته باشد.
اما بالا بودن بیش از حد نسبت جاری نیز ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد.
برای مثال:
- موجودی کالا بیش از نیاز شرکت باشد.
- مطالبات شرکت بهموقع وصول نشوند.
- وجه نقد بدون استفاده در شرکت باقی مانده باشد.
- شرکت از داراییهای جاری خود بهرهوری مناسبی نداشته باشد.
- سیاست خرید شرکت باعث افزایش موجودی شده باشد.
بنابراین افزایش نسبت جاری همیشه اتفاق مثبتی نیست.
مثلاً اگر نسبت جاری شرکت از ۱.۵ به ۳ افزایش پیدا کند، باید بررسی شود این افزایش به چه دلیل اتفاق افتاده است.
اگر دلیل افزایش، رشد وجه نقد ناشی از جریان نقد عملیاتی باشد، تحلیل میتواند با حالتی که افزایش نسبت ناشی از انباشته شدن موجودی کالا یا مطالبات مشکوکالوصول است، کاملاً متفاوت باشد.
پایین بودن نسبت جاری چه چیزی را نشان میدهد؟
پایین بودن نسبت جاری میتواند نشاندهنده فشار بیشتر بر نقدینگی شرکت باشد.
برای مثال، اگر شرکتی دارایی جاری ۴ میلیارد تومان و بدهی جاری ۶ میلیارد تومان داشته باشد، نسبت جاری آن:
۴ ÷ ۶ = ۰.۶۷
خواهد بود.
این عدد به این معناست که داراییهای جاری شرکت از بدهیهای جاری آن کمتر است.
البته این موضوع بهتنهایی به معنی ورشکستگی یا ناتوانی قطعی شرکت در پرداخت بدهیها نیست؛ زیرا شرکت ممکن است جریان نقدی عملیاتی مناسبی داشته باشد، به تسهیلات بانکی دسترسی داشته باشد یا بتواند مطالبات خود را بهسرعت وصول کند.
با این حال، پایین بودن نسبت جاری میتواند یک علامت هشدار برای بررسی دقیقتر وضعیت نقدینگی باشد.
نسبت جاری بالا اما نسبت آنی پایین؛ چه مفهومی دارد؟
یکی از جالبترین حالتها در تحلیل نسبت جاری و نسبت آنی زمانی اتفاق میافتد که نسبت جاری شرکت بالا باشد اما نسبت آنی فاصله قابل توجهی با آن داشته باشد.
فرض کنید:
نسبت جاری = ۳
اما:
نسبت آنی = ۰.۹
باشد.
این اختلاف میتواند نشان دهد بخش قابل توجهی از داراییهای جاری شرکت در قالب موجودی کالا قرار گرفته است.
در چنین شرایطی، تحلیلگر باید سؤالهای بیشتری مطرح کند:
آیا موجودی کالا بهسرعت به فروش میرسد؟
آیا کالاها قدیمی یا کمتقاضا هستند؟
دوره گردش موجودی چقدر است؟
آیا شرکت برای فروش کالا مجبور به ارائه تخفیفهای سنگین است؟
آیا فروش شرکت نقدی است یا اعتباری؟
پاسخ به این پرسشها مشخص میکند که اختلاف بین نسبت جاری و نسبت آنی تا چه اندازه اهمیت دارد.
نسبت جاری پایین اما نسبت آنی مناسب؛ آیا ممکن است؟
بله. ممکن است شرکتی موجودی کالا بسیار کمی داشته باشد اما وجه نقد و مطالبات قابل وصول مناسبی در اختیار داشته باشد.
برای مثال، یک شرکت خدماتی ممکن است تقریباً هیچ موجودی کالایی نداشته باشد، اما مقدار قابل توجهی وجه نقد و مطالبات کوتاهمدت داشته باشد.
در چنین شرایطی، نسبت جاری و نسبت آنی میتوانند به یکدیگر نزدیک باشند.
این مثال نشان میدهد ساختار داراییهای جاری شرکت اهمیت زیادی دارد و نمیتوان نسبتهای مالی را بدون توجه به ماهیت کسبوکار تفسیر کرد.
نقش حسابداری در محاسبه دقیق نسبت جاری و نسبت آنی
برای محاسبه درست نسبت جاری و نسبت آنی، اطلاعات مالی شرکت باید دقیق، بهروز و طبقهبندیشده باشد.
اگر داراییهای جاری یا بدهیهای جاری بهدرستی شناسایی و طبقهبندی نشده باشند، نسبتهای مالی نیز ممکن است تصویر دقیقی از وضعیت شرکت ارائه نکنند.
برای مثال، اشتباه در ثبت حسابهای دریافتنی، موجودی کالا، اسناد پرداختنی یا تسهیلات کوتاهمدت میتواند روی محاسبات نقدینگی تأثیر بگذارد.
به همین دلیل، داشتن سیستم حسابداری منظم و گزارشهای مالی دقیق اهمیت زیادی دارد. شرکتها میتوانند برای مدیریت بهتر فرآیندهای مالی، ثبت رویدادها و تهیه گزارشهای مالی از خدمات حسابداری تخصصی استفاده کنند تا اطلاعات مورد نیاز برای تحلیلهای مالی با دقت بیشتری در دسترس باشد.
نسبت جاری و نسبت آنی چه تفاوتی با سودآوری دارند؟
یکی از اشتباهات رایج این است که تصور کنیم یک شرکت سودآور حتماً نقدینگی مناسبی نیز دارد.
در حالی که سودآوری و نقدینگی دو مفهوم متفاوت هستند.
ممکن است شرکتی فروش زیادی داشته باشد و در صورت سود و زیان خود سود شناسایی کند، اما بخش عمده فروش آن بهصورت نسیه انجام شده باشد.
در چنین شرایطی، شرکت ممکن است سود حسابداری داشته باشد اما هنوز وجه نقد فروش را دریافت نکرده باشد.
در نتیجه، نسبت جاری و نسبت آنی میتوانند اطلاعاتی را ارائه کنند که صرفاً از بررسی سود و زیان شرکت به دست نمیآید.
از طرف دیگر، شرکتی ممکن است وجه نقد زیادی داشته باشد اما سودآوری پایینی داشته باشد.
بنابراین برای ارزیابی وضعیت واقعی شرکت باید مجموعهای از شاخصهای سودآوری، نقدینگی، فعالیت و اهرمی در کنار یکدیگر بررسی شوند.
آیا افزایش نسبت جاری همیشه خوب است؟
خیر.
افزایش نسبت جاری زمانی معنا پیدا میکند که دلیل آن مشخص باشد.
فرض کنیم نسبت جاری شرکت در سال اول ۱.۵ و در سال دوم ۲.۵ بوده است.
این افزایش میتواند به دلایل مختلفی اتفاق افتاده باشد:
- افزایش وجه نقد
- افزایش حسابهای دریافتنی
- افزایش موجودی کالا
- کاهش بدهیهای جاری
- دریافت تسهیلات با ساختار خاص
- تغییر در سیاست خرید یا فروش
هر یک از این موارد پیام متفاوتی برای تحلیلگر دارد.
اگر افزایش نسبت جاری ناشی از رشد مطالبات باشد، باید وضعیت وصول مطالبات بررسی شود.
اگر افزایش ناشی از رشد موجودی کالا باشد، باید گردش موجودی بررسی شود.
اگر نسبت به دلیل افزایش وجه نقد ایجاد شده باشد، باید مشخص شود وجه نقد از چه محلی ایجاد شده است.
بنابراین روند نسبت جاری از خود عدد نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
آیا کاهش نسبت آنی همیشه نگرانکننده است؟
کاهش نسبت آنی نیز باید همراه با علت آن بررسی شود.
فرض کنیم نسبت آنی شرکت از ۱.۵ به ۱ کاهش پیدا کرده است.
ممکن است شرکت در این دوره بخشی از وجه نقد خود را برای خرید مواد اولیه یا توسعه فعالیت مصرف کرده باشد. اگر این سرمایهگذاری باعث افزایش تولید و فروش آینده شود، کاهش کوتاهمدت نسبت آنی الزاماً به معنی مشکل ساختاری نیست.
اما اگر کاهش نسبت آنی ناشی از افزایش بدهیهای کوتاهمدت یا کاهش وجه نقد در نتیجه زیان عملیاتی باشد، موضوع متفاوت خواهد بود.
به همین دلیل، نسبتهای مالی باید به شکل روندی و همراه با اطلاعات عملیاتی شرکت تحلیل شوند.
اهمیت نسبت جاری و نسبت آنی برای مدیران شرکت
مدیران میتوانند از نسبت جاری و نسبت آنی برای شناسایی زودهنگام مشکلات نقدینگی استفاده کنند.
فرض کنید مدیر یک شرکت متوجه شود نسبت جاری طی سه سال متوالی کاهش پیدا کرده است.
این موضوع میتواند مدیر را به بررسی عواملی مانند افزایش بدهی کوتاهمدت، کاهش وجه نقد، رشد سریع هزینهها یا کاهش سرعت وصول مطالبات هدایت کند.
همچنین اگر نسبت جاری بالا باشد ولی نسبت آنی پایین بماند، مدیر میتواند وضعیت موجودی کالا را بررسی کند.
در واقع، نسبتهای مالی به خودی خود مشکل را حل نمیکنند؛ بلکه به مدیر کمک میکنند سؤال درست را مطرح کند و محل احتمالی مشکل را پیدا کند.
اهمیت نسبت جاری و نسبت آنی برای سرمایهگذاران و اعتباردهندگان
سرمایهگذاران و اعتباردهندگان نیز ممکن است برای ارزیابی ریسک مالی شرکت به نسبتهای نقدینگی توجه کنند.
شرکتی که بدهیهای کوتاهمدت بالایی دارد و داراییهای سریعالنقد محدودی در اختیار دارد، ممکن است برای ایفای تعهدات کوتاهمدت خود به منابع مالی بیشتری نیاز داشته باشد.
از طرف دیگر، شرکتی با نقدینگی مناسب میتواند انعطاف بیشتری برای مدیریت تعهدات کوتاهمدت داشته باشد.
البته نسبت جاری و نسبت آنی بهتنهایی نمیتوانند مبنای تصمیمگیری درباره یک شرکت باشند. شاخصهایی مانند سودآوری، جریان نقدی، ساختار بدهی، وضعیت صنعت و چشمانداز کسبوکار نیز باید بررسی شوند.
چه عواملی میتوانند نسبت جاری و نسبت آنی را تغییر دهند؟
عوامل مختلفی میتوانند باعث تغییر این نسبتها شوند.
افزایش فروش اعتباری
اگر فروش شرکت افزایش پیدا کند اما بیشتر فروش بهصورت اعتباری باشد، حسابهای دریافتنی افزایش پیدا میکند. در نتیجه ممکن است نسبتهای نقدینگی تغییر کنند، بدون اینکه الزاماً وجه نقد واقعی شرکت افزایش پیدا کرده باشد.
افزایش موجودی کالا
خرید بیش از نیاز یا کاهش فروش میتواند موجودی کالا را افزایش دهد. این اتفاق ممکن است نسبت جاری را بالا ببرد، اما اثر آن بر نسبت آنی متفاوت خواهد بود.
افزایش بدهیهای کوتاهمدت
افزایش بدهی جاری معمولاً باعث کاهش نسبتهای نقدینگی میشود، بهخصوص اگر همزمان داراییهای جاری رشد نکنند.
افزایش وجه نقد
افزایش وجه نقد میتواند نسبت جاری و نسبت آنی را افزایش دهد؛ اما باید منشأ این وجه نقد نیز بررسی شود.
کاهش دوره وصول مطالبات
اگر شرکت بتواند مطالبات خود را سریعتر وصول کند، کیفیت نقدینگی آن بهبود پیدا میکند؛ حتی اگر مقدار کل داراییهای جاری تغییر زیادی نکرده باشد.
برای تحلیل دقیقتر فقط به یک عدد نگاه نکنید
یکی از مهمترین نکات در تحلیل نسبت جاری و نسبت آنی این است که یک عدد بهتنهایی نمیتواند وضعیت مالی شرکت را توضیح دهد.
بهتر است تحلیل در چند مرحله انجام شود:
مرحله اول: بررسی روند
نسبتهای شرکت در چند دوره مالی بررسی شوند.
مرحله دوم: مقایسه با صنعت
عدد بهدستآمده با شرکتهای مشابه مقایسه شود.
مرحله سوم: بررسی اجزای دارایی جاری
مشخص شود چه مقدار از دارایی جاری شامل وجه نقد، مطالبات و موجودی کالا است.
مرحله چهارم: بررسی بدهیهای جاری
مشخص شود بدهیهای کوتاهمدت شرکت از چه اجزایی تشکیل شدهاند و چه زمانی سررسید میشوند.
مرحله پنجم: بررسی جریان نقد
در نهایت باید دید شرکت واقعاً چه مقدار وجه نقد از فعالیتهای عملیاتی ایجاد میکند.
این رویکرد باعث میشود تحلیل نسبتهای مالی بسیار دقیقتر از بررسی یک عدد خام باشد.
نسبت جاری و نسبت آنی در کنار سایر نسبتهای مالی
برای شناخت بهتر وضعیت مالی شرکت، بهتر است نسبتهای نقدینگی در کنار سایر نسبتهای مالی بررسی شوند.
برای مثال، نسبت بدهی میتواند اطلاعاتی درباره ساختار تأمین مالی شرکت ارائه کند.
نسبت گردش موجودی کالا میتواند سرعت فروش موجودی را نشان دهد.
نسبت گردش حسابهای دریافتنی میتواند برای بررسی سرعت وصول مطالبات مورد استفاده قرار گیرد.
همچنین حاشیه سود و بازده داراییها اطلاعات متفاوتی درباره عملکرد شرکت ارائه میکنند.
در نتیجه، نسبت جاری و نسبت آنی تنها بخشی از مجموعه ابزارهای تحلیل مالی هستند.
اشتباهات رایج در تفسیر نسبت جاری و نسبت آنی
۱. تعیین یک عدد ثابت برای همه شرکتها
هر صنعت ساختار نقدینگی متفاوتی دارد و نمیتوان یک عدد را برای تمام کسبوکارها مناسب دانست.
۲. نادیده گرفتن کیفیت داراییهای جاری
وجود مطالبات یا موجودی کالا در ترازنامه لزوماً به معنی نقدشوندگی سریع آنها نیست.
۳. بررسی نکردن روند چندساله
یک نسبت در یک مقطع زمانی ممکن است اطلاعات محدودی ارائه کند. بررسی روند تغییرات معمولاً اطلاعات بیشتری در اختیار تحلیلگر قرار میدهد.
۴. اشتباه گرفتن نقدینگی با سودآوری
سودآوری بالا لزوماً به معنای نقدینگی بالا نیست.
۵. توجه نکردن به بدهیهای سررسیدشده
مقدار بدهی مهم است، اما زمان سررسید آن نیز اهمیت زیادی دارد.
۶. حذف شرایط صنعت از تحلیل
نسبتهای مالی باید با شرایط کسبوکار و مدل عملیاتی شرکت تفسیر شوند.
چگونه وضعیت نقدینگی شرکت را با نسبت جاری و نسبت آنی بهتر ارزیابی کنیم؟
برای ارزیابی دقیقتر، میتوان یک گزارش دورهای از وضعیت نقدینگی شرکت تهیه کرد.
در این گزارش بهتر است موارد زیر بررسی شوند:
- نسبت جاری
- نسبت آنی
- وجه نقد موجود
- حسابهای دریافتنی
- موجودی کالا
- بدهیهای جاری
- سررسید بدهیها
- دوره وصول مطالبات
- گردش موجودی کالا
- جریان نقد عملیاتی
قرار دادن این اطلاعات کنار یکدیگر کمک میکند مدیران فقط به یک نسبت وابسته نباشند و بتوانند تصویری جامعتر از وضعیت مالی شرکت به دست آورند.
برای مثال، اگر نسبت جاری کاهش یافته باشد اما جریان نقد عملیاتی همچنان مثبت باشد، تحلیل با حالتی که هم نسبت جاری و هم جریان نقد عملیاتی در حال کاهش هستند، متفاوت خواهد بود.
جمعبندی؛ نسبت جاری و نسبت آنی چه چیزی به ما میگویند؟
نسبت جاری و نسبت آنی دو شاخص مهم برای بررسی توان نقدینگی و پرداخت تعهدات کوتاهمدت شرکت هستند.
نسبت جاری با مقایسه مجموع داراییهای جاری با بدهیهای جاری، تصویری کلی از وضعیت نقدینگی شرکت ارائه میدهد. در مقابل، نسبت آنی با حذف موجودی کالا و تمرکز بیشتر بر داراییهای سریعالنقد، آزمون محافظهکارانهتری برای ارزیابی توان پرداخت بدهیهای کوتاهمدت محسوب میشود.
تفاوت بین این دو نسبت نیز اطلاعات مهمی در اختیار تحلیلگر قرار میدهد. اگر فاصله نسبت جاری و نسبت آنی زیاد باشد، ممکن است بخش قابل توجهی از داراییهای جاری شرکت در قالب موجودی کالا قرار گرفته باشد و بنابراین بررسی گردش و قابلیت فروش موجودی اهمیت بیشتری پیدا کند.
با این حال، هیچکدام از این نسبتها نباید بهصورت مستقل تفسیر شوند. نوع فعالیت شرکت، وضعیت صنعت، سرعت وصول مطالبات، گردش موجودی، ساختار بدهی و جریان نقد عملیاتی همگی بر تفسیر این شاخصها تأثیر دارند.
در نهایت، یک سیستم حسابداری دقیق و گزارشهای مالی منظم، پایه اصلی محاسبه و تحلیل درست این نسبتهاست. زمانی که اطلاعات مالی شرکت دقیق و بهروز باشد، مدیران میتوانند تغییرات نقدینگی را سریعتر شناسایی کرده و برای مدیریت تعهدات کوتاهمدت تصمیمهای آگاهانهتری بگیرند.
سوالات متداول
۱. نسبت جاری چیست؟
نسبت جاری یکی از نسبتهای نقدینگی است که از تقسیم داراییهای جاری بر بدهیهای جاری به دست میآید و نشان میدهد شرکت تا چه اندازه میتواند تعهدات کوتاهمدت خود را با استفاده از داراییهای جاری پوشش دهد.
۲. نسبت آنی چیست؟
نسبت آنی شاخصی برای سنجش توان پرداخت بدهیهای کوتاهمدت با استفاده از داراییهای سریعتر قابل نقد شدن است. در روش رایج محاسبه، موجودی کالا از داراییهای جاری کسر میشود.
۳. تفاوت نسبت جاری و نسبت آنی چیست؟
مهمترین تفاوت این دو نسبت در نحوه محاسبه آنهاست. نسبت جاری تمام داراییهای جاری را در نظر میگیرد، در حالی که نسبت آنی معمولاً موجودی کالا را از محاسبات خارج میکند.
۴. آیا بالا بودن نسبت جاری همیشه نشانه وضعیت مالی مناسب است؟
خیر. بالا بودن نسبت جاری باید همراه با بررسی اجزای داراییهای جاری تفسیر شود. ممکن است افزایش این نسبت ناشی از انباشته شدن موجودی کالا یا افزایش مطالبات باشد و الزاماً به معنی افزایش وجه نقد شرکت نباشد.
۵. چرا بررسی همزمان نسبت جاری و نسبت آنی اهمیت دارد؟
زیرا این دو نسبت از دو زاویه متفاوت وضعیت نقدینگی شرکت را بررسی میکنند. مقایسه آنها میتواند نشان دهد چه میزان از داراییهای جاری شرکت به موجودی کالا وابسته است و توان شرکت برای پرداخت بدهیهای کوتاهمدت بدون اتکا به فروش موجودی کالا چگونه است.